در بازار خرید اعتباری، شاخصهایی مانند سقف اعتبار، تعداد اقساط، سرعت فعالسازی و گستره فروشگاهها همچنان مهماند اما دیگر به تنهایی تصویر کاملی از پلتفرم نمیسازند. آنچه در مقایسه سرویسها پررنگتر شده، هزینه واقعی استفاده از اعتبار است.
به گزارش تجارت نیوز، کارمزد سرویسهای خرید اعتباری در ماههای اخیر بیش از گذشته به یکی از موضوعات مورد بحث در بازار فینتک و میان کاربران تبدیل شده است و به شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای کاربران راه یافته است. حساسیت این موضوع از جایی بالا میرود که کارمزد دیگر فقط بخشی از مدل مالی پلتفرمها نیست؛ عددی است که در پایان مسیر خرید روی فاکتور کاربر دیده میشود و میتواند تجربه او از خرید اعتباری را تغییر دهد.
پرسش کاربران ساده اما تعیینکننده است؛ استفاده از اعتبار در هر سرویس، در نهایت چه هزینهای برای آنها دارد؟ کاربر فقط نمیخواهد بداند چه میزان اعتبار دریافت میکند یا چند قسط پیش رو دارد. مساله اصلی این است که بعد از انتخاب مسیر خرید اعتباری، مبلغ نهایی خرید چقدر تغییر میکند و این تغییر بر چه مبنایی محاسبه میشود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که خرید اعتباری برای بخشی از کاربران، به راهی برای مدیریت هزینههای روزمره تبدیل شده است. کاربری که برای کنترل فشار پرداخت سراغ خرید قسطی میرود، طبیعی است نسبت به هر هزینه اضافه حساس باشد؛ چون همین هزینه میتواند روی تصمیم خرید و برداشت او از شفافیت سرویس اثر بگذارد.
در بازار خرید اعتباری، شاخصهایی مانند سقف اعتبار، تعداد اقساط، سرعت فعالسازی و گستره فروشگاهها همچنان مهماند، اما دیگر به تنهایی تصویر کاملی از پلتفرم نمیسازند. آنچه در مقایسه سرویسها پررنگتر شده، هزینه واقعی استفاده از اعتبار است؛ یعنی اینکه خرید قسطی در پایان مسیر، دقیقا با چه عددی تمام میشود.
سه بازیگر، دو مدل متفاوت
در میان سرویسهای شناختهشده خرید اعتباری، نام اسنپپی، تارا و دیجیپی بیش از دیگران در مقایسههای اخیر دیده میشود. تفاوت این سرویسها فقط به سقف اعتبار یا تعداد فروشگاههای طرف قرارداد محدود نیست؛ مدل دریافت هزینه از کاربر هم به یکی از نقاط اصلی مقایسه تبدیل شده است.
اسنپپی و تارا از جمله سرویسهایی هستند که اعتبار چهارقسطه را بدون کارمزد در اختیار کاربر قرار میدهند. در این مدل، کاربر مبلغ خرید را در چند قسط پرداخت میکند، بدون اینکه استفاده از اعتبار به کارمزد جداگانه منجر شود. در مقابل، مدل دیجیپی بر دریافت کارمزد از کاربر استوار است؛ کارمزدی که برای اعتبار چهارقسطه میتواند تا ۸ درصد متغیر باشد.
این تفاوت در لحظه پرداخت دیده میشود و میتواند عدد نهایی فاکتور را تغییر دهد؛ عددی که پرسشهایی درباره منطق دریافت کارمزد، میزان آن و شیوه اطلاعرسانی به کاربر ایجاد میکند. این ابهام زمانی پررنگتر میشود که شفافیت، یکی از مهمترین معیارهای اعتماد به پلتفرمهای خرید اعتباری است.
کارمزد و مساله اعتماد
در خرید اعتباری، اعتماد فقط به فعالشدن اعتبار یا انجام موفق تراکنش محدود نمیشود. شفافبودن هزینهها هم بخشی از همین اعتماد است. کاربر باید از ابتدا بداند در پایان مسیر خرید، با چه مبلغی روبهرو میشود و این مبلغ چگونه محاسبه شده است. اگر این عدد روشن، قابل پیشبینی و قابل توضیح نباشد، خرید اعتباری از وعده اصلی خود فاصله میگیرد؛ وعدهای که قرار بوده پرداخت را سادهتر کند، نه اینکه در پایان هزینه تازهای به خرید اضافه کند.
همین موضوع بازار خرید اعتباری را با یک پرسش مهم روبهرو کرده است: وقتی وعده BNPL سادهتر کردن پرداخت است، هزینهای که در پایان به خرید اضافه میشود تا کجا با این وعده همخوانی دارد؟
پاسخ این پرسش میتواند روی رقابت آینده این بازار اثر بگذارد. پلتفرمها فقط با سقف اعتبار، تعداد اقساط یا گستره فروشگاهها مقایسه نمیشوند؛ عدد نهایی فاکتور هم بهتدریج به یکی از معیارهای تصمیمگیری کاربر تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مدلهایی که تصویر روشنتری از هزینه واقعی خرید اعتباری ارائه میکنند، گزینه قابل اعتمادتری برای کاربران خواهند بود.
